وبلاگ

اویی که از وبلاگ های عاشقانه خوشش نمیاد :)

:: اویی که از وبلاگ های عاشقانه خوشش نمیاد :)
وبلاگ

یه حس بدی دارم . و من چرا اینطوری احساساتی شدم؟

میدونم از این مدل وبلاگ های عاشقانه بدت میاد و بهشون انتقاد داری :)

من هم اینی که میبینی نبودم.

نمیدونم حتی اگه بفهمی مثلا یکی واسه تو همچین چیزایی یواشکی نوشته بازم حالت تهوع بهت دست میده؟ :)

مثلا اگه اینجارو بخونی ولی ندونی که مخاطب نوشته ها تویی چی میگی پیش خودت؟ یه لحن منتقدانه و تمسخرآمیز به خودت میگیری و میگی که واقعا نویسنده وبلاگ فکر کرده اون و عشقش برای کسی اهمیت دارن؟ :))

البته هرچی که ازت تو وبلاگت دیدم این بوده. ولی دراصل و واقعیت تو قلب خیلی مهربونی داری :)



منبع اصلی مطلب : او
برچسب ها : وبلاگ
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : اویی که از وبلاگ های عاشقانه خوشش نمیاد :)


میکردی ,الان

اولین برای تو :)

:: اولین برای تو :)
میکردی ,الان

کوچولوی من.. برای تو می نویسم.. یعنی بهت علاقه پیدا کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الان ساعت 5:02 صبح 1 بهمن 1394 .. تا ساعت 2:30 داشتی با آر.ون چت میکردی .. و بهش گفتی دوسش داری تو الان خوابی و من درحال خوندن آرشیو قدیمی سال 84 تا 88 هستم..

عزیزدلم چقدر با خوندن نوشته هات حس خوبی بهم دست داد.. و چقدر با مطلبی که توی تاکسی بودی خندیدم :)) تو باهوشه منی.. وقتی که بقیه 14 ساله ها به چیزای بیخود فکر میکردن تو داشتی به چی فکر میکردی... من به تو افتخار میکنم...


کاش الان کنارت بودم و از شدت حس خوبم توی بغلم فشارت میدادم و تو از خواب بیدار میشدی و همونجوری که باتعجب بهم نگاه میکردی ..میبوسیدمت...



منبع اصلی مطلب : او
برچسب ها : میکردی ,الان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : اولین برای تو :)


میشه

خوب بمون...

:: خوب بمون...
میشه

امشب با دقت همه پستای قبلیتو خوندم.. همچنین تمام کامنت هاتو

ناراحتم و استرس دارم و میترسم

از اسکیزویید حرف زدی.. من دلم نمیخواد تو اسکیزویید داشته باشی...

آدم وقتی کسی تو زندگیش نباشه ممکنه که احساس تنهایی بکنه ولی وقتی یکی  باشه مسائل بیشتری براش پیش میاد.. اون وقته که زندگی یکی دیگه هم براش مهم میشه.. نگران میشه.. و بجز خودش به اون هم فکر میکنه.. خیلی اضطراب آوره.. و من الان نمیتونم بی تفاوت باشم..

تو برام مهم شدی

این حالت داره بیشتر و بیشتر میشه...

نمیخوای کمکی به من بکنی؟؟؟



منبع اصلی مطلب : او
برچسب ها : میشه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : خوب بمون...


از عجایب من!

:: از عجایب من!

دیشب بازم نشستم پست های قدیمیتو خوندم.. بازم رفتم تو وبلاگای دوستات و کامنتای تورو چک کردم ... کلی غمگین شدم.. میخواستم همون ساعت 3 صبح بهت پیام بدم وبهت قوت قلب بدم و بگم  من کنارت هستم.. چون دوستت دارم... شدیدا احساساتی شده بودم ولی خودم رو کنترل کردم و این رو بهت نگفتم...

یکم بعدش  به جریان کش رفتن کارت عابر بانک پدرت خندیدم.. تو فوق العاده ای دیوونه جان من... آخه چرا انقد برام مهم شدی؟؟ یک سال و نیم پیش من شروع کردم به خوندن وبلاگت.. میتونم به جرات بگم که تنها کسی که فکرشو نمیکردم که بهش علاقمند بشم تو بودی!!!!

ولی حالا... میبینی منو؟؟؟


منبع اصلی مطلب : او
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : از عجایب من!


ای وای! فهمید!

:: ای وای! فهمید!

وای خدای من

الان یه پست گذاشتی که محتواش حرفای دیشبمونه ... وااااای ینی فهمیدی؟؟؟؟؟؟ نمیخواستم الان بفهمی... آخه چرا... چطور فهمیدی... چی شد که شک کردی... وای باورت نمیشه وقتی این پستت رو دیدم قلبم یهو شروع کرد به تند تند زدن...  الان تپش قلب دارم :(


منبع اصلی مطلب : او
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : ای وای! فهمید!